وبلاگ

خرید بک لینک
مرد روستایی که برای جمع آوری گیاهان به بالای کوه رفته بود در هنگام کار چشمش به آشیانه پرنده ای افتاد که چند تخم درشت در آن وجود داشت. مرد روستایی یکی از آنها را برداشت و در کوله اش گذاشت و به خانه برد. در حیاط خانه دید مرغ روی چند تخم خوابیده است با خود گفت این تخم را نیز در زیر مرغ بگذاریم ببینیم چه پرنده ای از آن بیرون می آید. جوجه ها که بیرون می آمدند جوجه آن تخم با بقیه فرق داشت کمی درشتر بود چون جوجه یک باز بود. جوجه باز در کنار جوجه های مرغ و خروس دانه بر می چید و با آنها زندگی می کرد و بزرگ می شد. بعضی وقتها که سرش را به آسمان بلند می کرد می دید که پرندگ وبلاگ...

ما را در سایت وبلاگ دنبال می‌کنید

برچسب: داستان مرغ کنتاکی و نظامی بازنشسته, نویسنده: بازدید: 422 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 3:21

السلام علی حسین ( ع )

و علی علی ابن الحسین (ع)

و علی اولاد الحسین (ع)

و علی اصحاب الحسین (ع)

وبلاگ...

ما را در سایت وبلاگ دنبال می‌کنید

برچسب: سلام بر امام حسین علیه السلام, نویسنده: بازدید: 485 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:56

او چون شقایق بود چون سوسن و سنبل چون میخک و لاله چون یک گلستان گلالله اکبر گفت با دشمنان جنگید فریاد چون رعدش در دشت شب پیچیددر شب شکاف افتاد از برق شمشیرش دشمن ز پا افتاد از غرش تیرشمی بینم او را من در باغ و در گل ها در آفتاب و ماه در کوه و در صحراهرگز نمی میرد زیرا شهید است او فردای دنیا را شور امید است او وبلاگ...

ما را در سایت وبلاگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 220 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 19:39

صفحه بندی